تابلو

بعضی وقتها هست که تو زندگی به همچین تابلویی برمی‌خوری:

هیچ چیز به فکرت و هیچ کس به فریادت نمیرسه… فکر می‌کنی که همه جا به روت بسته است… اینجاست که فقط یاد یکی می‌افتی… اینبار که سرتو بالا می‌گیری و تابلو رو نگاه می‌کنی:

Advertisements
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

17 پاسخ برای تابلو

  1. متاسفانه عکس ها باز نشد!

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    متأسفانه عکس ها باز شد!

  2. tear :گفت

    اسم بن بست ما هم حقیقی هست!!!!

    البته ما منطقه 3 هستیم….
    اما خیلی جالب بود برام
    ایول

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    ای مرفه بی‌درد بالانشین
    آدرس دقیق بده با برادران بیایم دنبالت برای ارشاد!

  3. بهاره :گفت

    سلام یعنی شما سرتو پایین انداختی از منطقه 6 رفتی منطقه 3؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    می خوای بگی خیلی سر به زیری؟؟؟

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    می‌خوای بگی خیلی سر به هوام؟؟؟

  4. ويكي :گفت

    مورد عنايت قرار گرفتيم.مايل بودي اصلاح لينك كن.
    زرد نشي

  5. هامون :گفت

    به به بالاخره پیدات کردم داداش

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    نکنه بابای من هم طبق لایحه حمایت از خانواده عمل کرده که من و شما با هم داداشیم!

  6. سوسن :گفت

    آقا بسیار از دیدار مجدد شما خشنود شدیم. خوبه که از رو نرفتی، ایول 🙂

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    پا بزن جوون، تو میتونی!

  7. بهاره :گفت

    امیدوارم زندگی هیشکه به بن بست حقیقی نرسه…

  8. مرضیه :گفت

    فوق العاده بود مرسی!اون ادبیات هم زنده است تا دیکتاتوری زنده است!

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    البته تا دیکتاتوری زنده است، اون ادبیات هم زنده است!

  9. حسين :گفت

    اگه به رفت و آمد نفس ميگن زنده ، هستيم
    و به ديدن روي ماه مجازي شما دوستان دلخوش
    متولد62 / دانشجو هم نيستم
    يا علي

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    علی یارت
    (راستی کدوم علی؟)

  10. ايول به اين نگاه تيز !
    عالي بود …

  11. من که سر به زیرم. سرم را بالا بگیرم که چی ؟!

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    اصلا سرت رو مثل شترمرغ بکن تو زمین. اینجوری خوبه؟

  12. همونکه :گفت

    به به بالاخره شما را پیدا کردیم
    بن بست پیلتر هم همینجوری باز میشه؟

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    شما به اون یه نفر فکر کن، حتما باز میشه!

  13. شاهين :گفت

    سلام
    عزيز قرار بود حضور ريشمندانه داشته باشي ولي اون حضورت اندازه يه تار ريش بيشتر نبود عزيز
    نگفته بودي كه يه جورايي اكبر خواصي مي زني
    در هر صورت يه چند تا از مطالبت (البته با ذكر منبع ) رو گذاشتم تو وبلاگ

    زورآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادنشین:
    من از بیگانگان هرگز ننالم، که با من هر چه کرد آن فیل‌ترنما کرد…

  14. baaghaali :گفت

    یه خیابون هست بین پل رومی و بولین ابدول ( ابدو؟! عبدو! عبدول؟!) توی شرریعتی که اسمش دولـــــــــو هست ( مطمئنم دَوَلوُ هست ) اما یه مدت زیادی بود هرکی مفگت بچه کجایی ؟* میگفتم شریعتی ، بچه کجای شریعتی؟ * کوچه دوُلـــــــــوُ!!!
    کلا اسم با معنی ! هست !

  15. من :گفت

    آقا این بن بست حقیقی کوچه پایینی خونه ماس
    خوشحال شدم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s